حمل افتاب

ستارگان دنباله دار



نویسنده : فریده جلیلوند ; ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢۱

 

 

 

دل کندن از چشمان تو ای یار سخت است      دیگر چه گویم؟ داغ تو بسیار سخت است

خورشید من جای تو روی نیزه ها نیست         چون دیدن یوسف سر بازار سخت است

باور نمی کردم تو را  گم کرده باشم                 ایـندفـعـه پـیدا کردنت انگار سخت است

با چشم کم سو راه رفتن در دل شب                پـیـمودن ایـن راه ناهـموار سخت است

از تو چه پنهان یاد مادر بودم امروز               دیـدم دویـدن بـا تـنـی تبدار سخت است

یکدم شنیدم کودکت با گریه می گفت                پای برهنه روی دشت خار سخت است

این لخته های خون ، رگهای بریده...              بوسیدنت ای ماه من اینبار سخت است

 

محمدهادی کلانتریان

http://www.saeagah.blogfa.com/




کلمات کلیدی :محمدهادی کلانتریان




نویسنده : فریده جلیلوند ; ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٠

 

 کوچه ای که یادت هست . . .

یک شب آمدی از راه، شب که نه، غروبی بود

دیدمت دلم لرزید، این شروع خوبی بود

 

عاشقانه خندیدی، دست ها به هم پیوست

خلوت قشنگی داشت کوچه‌ای که یادت هست

 

با بهانه‌ی باران، چشم‌هایمان تر بود

کوچه... من... تو... باران.. آه ! راستی که محشر بود

 

با تو خلوت شب را خوب زیر و رو کردیم

تازه اول شب بود، زود بود برگردیم

 

می روی سفر گفتی گر چه دور خواهی شد

زود باز می‌گردی، کاش باورم می‌شد

.

.

.

بی‌جواب گم می‌شد سایه‌ات میان شب

تا سپیده باریدم، من از آسمان شب

 

بعد رفتنت ماندم در هجوم تنهایی

حس مبهمی می‌گفت: میروی نمی‌آی

.

.

.

بی تو می کشم بر دوش، کوله بار غربت را

پرسه می زنم تنها، کوچه های خلوت را

 

خسته از دل ِ تنگم، بر می آورم آهی

یعد بی تو می خوانم، شعر"کوچه" را گاهی

 

ساده لوحی ام را باش، هر کسی که می آید

با خودم می اندیشم، این یکی تویی شاید

 

کوچه ای که یادت هست، بی عبور و دلگیر است

خواب دیده ام یک شب، می رسی ولی دیر است

 

مهرداد نصرتی

http://talkhand.blogfa.com/




کلمات کلیدی :مهرداد نصرتی