حمل افتاب

ستارگان دنباله دار



نویسنده : فریده جلیلوند ; ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٠

 

بیداد خزان

قلم در دست من خشکید

می روید ؟

زبان در کام من سنگین و بیجان است

می بینی ؟

بریده دست گفتارم

از این تردید بیزارم

کجا سبز و کجا آبی ؟

چه شد رویای مردابی ؟

زمین خفته

چرا از آسمان ، باران بیداری نمی بارد ؟

هوا سرد و زمستانی

به دل اندوه بارانی

خدا هم خفته در خواب است

در این آبادی ویران

امید نور کمیاب است

شتاب کاروان از چیست ؟

در آن سو سالیانی مرده در اندوه ، زندانیست

چنین بیهوده پیمایی

نه امروزی ، نه فردایی

فرزاد

http://gosheneshin.persianblog.ir/




کلمات کلیدی :فرزاد و کلمات کلیدی :بیداد خزان