نادر جاهی

 

مرا ببخش

دلواپس هوایی هستم که پس است

و کنار حادثه

 چشمان خیس توست که بیشتر هوایی ام می کند

این کوچه

 هنوز رام پای من است

یادت هست؟

پاهای پیاده ات

سر به راه ِ راه های هنوز نرفته بود

بیا دوباره شروع کنیم

هنوز کمی بهانه باقی است

تا برق نگاه ات شکوفه بارانم کند

چقدر لک می زند دلم

برای تکرار نام کوچک ات

وقتی با قدم هایم همراه می شوی

بیا دو باره راه بیفتیم

تا شکوفه های گیلاس راهی نیست

نادر جاهی

http://sardabeh.blogfa.com/

 

/ 8 نظر / 5 بازدید
مرضیه

سلام، دلواپسي ات خيلي قشنگ بود[ماچ]

آمِد

درود بر دوست خوش سلیقه و زیبا پسندم.وقتی که کلمه شکوفه گیلاس رو تو شعری می بینم ناخوداگاه یاد شعرهای ژاپنی می افتم آخه می دونی که سمبلشون شکوفه های گیلاسه .

محمد(سلام بر زندگی)

ای کج پنداران مرا عشق از خود راند مرا چه به بی وفایی و هجران من عهد کرده ی آن پریم که در زمره ی زیبایان است و خلاء قلب او از آن هیچکس است. در مناخ رگ هایم در پستوی گورم نبض تنهایی می خرامد و امید خشت خام است در کوره ای که خموش است. عماد سمیعی[گل]

محمد(سلام بر زندگی)

سلام فریده عزیز شبتون خوش شعر استاد جاهی بسیار دلنشین و صمیمی بود چقدر لک میزند دلم برای تکرار نام کوچکت[لبخند][مغرور] واقعا عالیست دست شما و استاد جاهی درد نکند[دست]