نادر جاهی

 

از عین عشق تا الف قامت یار / حتی شقایق و قمری نیز گیج این دایره اند

مستی دلیل نمی خواهد

لبخند کوچکی کافی است

و نگاهی به علامت صلح

تا من بی دلیل کاسه را به کوزه نزنم

و به واژه ها نپرم

که فرود واژه اینجا زیبا نیست

و فراز کلمه آنجا چیزی کم دارد

مستی دلیل نمی خواهد

تنها اشارتی کافی است

تا من بهانه نگیرم

که کفش هایم جفت نیست

و شمعدانی پشت پنجره پژمرده است

پرده را کنار بزن

و نگو خورشید دلش به حال باغچه نمی سوزد

هر کس به راه خود می رود

برای تو 

قمری آواز خوان بی بدیلی است شاید

برای دیگری  

کباب بی نظیری

شاعری یا سلاخ

حرفی بزن

 

نادر جاهی

http://sardabeh.blogfa.com/

/ 6 نظر / 8 بازدید
آیه

به صرف تماشای دلم ، دعوتید[گل]

شادن

نفس های ناب تو تا بی نهایت ادامه دارد بضاعت من امّا همین که با عاشق ترین سرانگشتم نام آفتابی تو را روی شیشه های مه آلود می نویسم سلام فریده ی مهربونم [گل] خوندمت و لذت برم . لحظه هایت سرشار از لبخند یا حق

معلمی از جنس پائیز

من دلم تنگ می شود برای تو برای هرآنچه که تکانم می دهد تـــــا تــامل خـــویش بـــــــرای خاطراتمان چیزهایی که تو، توهم می خوانیشان دلــم کــه تنـــگ می شــود پای لحظه های خالی از تو بــساط اشک پهن می کــنم گوش خیالم را به گذشته می چسبانم صدایت را از امواج پراکنده ی زمان جمع می کنم پژواک صدایت بر دیوار ذهن می کوبد پر از آواز می شوم از تو مگرغیر از این است که توهم هم وجود دارد؟ باشد ... به خودم دروغ نمی گویم! اما به حقیقت دقایق پریشان عاشقی سوگند دلم برای این توهم تنگ می شود دریا م[گل]

معلمی از جنس پائیز

ومن ! قبل از تولد اولین آدم برفی خواهم رفت! می ترسم اما ، دیگرعزم دلتنگیهایم جزم است لکنت سکوت را بار بیداد دقایق می کنم چشمانم کور سوی ستاره را گام بر می دارد تا میان این شب انتها گم کرده،راهی بیابد بی فانوس خاطراتم و بی منت تو ای مهتاب! پیوند تاریکی ها را خواهم گسست پی شهر آفتاب از شب رها خواهم شد دریا م[گل]

معلمی از جنس پائیز

سلام فریده عزیز شبتون بشادی مهربون سرافراز نمودید دوست خوبم که تشریف آوردید بابت سپاس و تبریکات شما خیلی ممنونم همیشه بمن لطف دارید[لبخند]

معلمی از جنس پائیز

شعر بسیار زیبا و دلنشینی را از استاد جاهی انتخاب نمودید دست شما و ایشون درد نکند[لبخند]