رضا پارسی پور دامغانی

 

چند سر کویری دلنشین از استاد

    رضا پارسی پور دامغانی

 

سرکویری

( خاکستر تشنه )

 

سجّاده ی توبه در شراب افکندیم

شستیم دل و به آفتاب افکندیم 

مثل همه هندوان گَنگ ، ای گُنگان 

خاکستر تشنه ای به آب افکندیم  !!

 

 

 

( عطش )

 

نوری ز دعای نیک بختی داریم

مهریم و به هر زمین درختی داریم 

ای بی خبر از عطش ، کجا می دانی 

چون پسته چه روزگار سختی داریم  ؟!

 

 

( گُل زعفران)

 

پاییز به مهر رفته ، کین ریخته است 

رنگ از رُخ برگ عنبرین ریخته است 

آه از گُل زعفران ، که من می بینم

یک دشت ستاره ، بر زمین ریخته است !!

 

 

( رشته ی مهر )

 

این گُل به خزان ببین چه جانی دارد 

از رشته ی مهر آب و نانی دارد 

مثل دل پر مهر خراسانیها 

این ماه چه بوی زعفرانی دارد  ؟!

 

 رضاپارسی پور - دفتر آفرینشهای ادبی حوزه ی هنری

http://www.baghebaran.blogfa.com/

/ 8 نظر / 7 بازدید
محمد

وصیتم این است این قلم خیس گریه را به کودکی در جنوب جستجو بسیار تا در دفتر مشق های نا تمامش بنویسد آن مرد سیب دارد آن مرد انار دارد آن مرد سبد ندارد یا هر پرنده یی را که از پهنای پنجره ی کلاسش گذشت نقاشی کند گوش کن صدای آن پری پریشان نی نواز را می شنوی که هنوز بعد از گذشت این همه روز خواب بلند دریا راآشفته می کند ؟ نمی خواهم جز او کسی برایم گریه کند راضی به غلتیدن قطره یی هم بر گل گونه هایت نیستم می خواهم در جنگلی از درختان کاج خاکم کنند تا عطر سوزنی کاجها همیشه با من باشد مثل نگاه تو هوشنگ ابتهاج[لبخند]

محمد

سلام بی بی عزیز شبت بخیر بسیار قشنگ بود دست شما و آقا رضا درد نکنه[لبخند]

رضاپارسی پور

سلام فریده جان...ممنونتم مثل همیشه.فریده ای و فرید...بخدا در برابر این همه لطف و مهر و محبت و مرام و منش و بزرگواریت همیشه شرمنده ام.خیلی باسلیقه و با معرفتی دختر. [گل][گل][گل][ماچ][گل][گل][گل]

شادن

سلام فریده ی عزیز و مهربان [گل] انتخاب های بکر و نابی هستند ... سپاس [گل]

سیدمحمدرضا هاشمی زاده

توگفتی عید شد محفل بگیریم.....کنار دست گـــــــل منـــــزل بگیریم بیا با دستمـــــال مهــــــــربانی.....شبی هم گرد وخاک از دل بگیریم......هاشمی زاده ................. از رباعیان با طراوت ومعطرتان که لبریز از نوشکفته های زیبا ومضامین بکروتازه ولطیف بود لذت بردم سلام عزیز صمیمی .............. محبت داری عزیز مهربون. صمیمی بزرگوارم...من هم با جان ودل دوست دارمتان همین محبتها ی شما ست که به من نیرو وانرژی میبخشد که بازهم زیبا ترین شعر ها را بسرایم...وشکوفه های احساسم گل کند ..بانسیم بهاریتان همیشه سبز بســـــــتان شما باد........پر از گلها گلستان شما باد دودستم خالی وچشمم پر از اشک.....دلم تقدیم چشمان شما باد.