فریبا شش بلوکی

 

 

 

برایم گریه کردی ، باز پیداست
صدای هق هقت را می شناسم

میان ناله های پشت دیوار
فریبا گفتنت را می شناسم

مخواه پنهان کنی از من غمت را
سکوت نامه ات را می شناسم

دلت در حسرت پایان هجر است
دل شوریده ات را می شناسم

تمام سال و ماه و هفته و روز
غم دیرینه ات را می شناسم

نمی خواهی مرا غمگین ببینی
نگاه عاشقت را می شناسم

ولی از من مپوشان درد خود را
که راز سینه ات را می شناسم

مپوشان سرخی چشمان خود را
غروب دیده ات را می شناسم...

دوباره گریه کردی مثل هر شب
نگو نه! عادتت را می شناسم!


فریبا شش بلوکی

 

با تشکر از دوست گرامی اقای محمد شیخی

 

/ 7 نظر / 12 بازدید
آرش

سلام دوست من مثل هميشه با مطالب جالب بلاگت روآپ ديت کردي.اگه با تبادل لينک با من موافقي سايت من رو به اسم بهترين سايت ايروني لينک کن و بعد خبرم کن.لينک خودت و اسم بلاگت رو هم يادت نره بگي.منتظرت هستم.آدرس سايت من www.zavyeh.com شما رو هم تو اين صفحه لينک ميکنم http://www.zavyeh.com/?do=cat&category=17 راستي اينها هم آدرس بلاگهاي من هستند www.arash-soft.blogsky.com www.easysport.blogsky.com

بهرام

سلام دوست بسیار گرامی از حضورت بسیار شاد شدم و شعرت هم بسیار زیبا بود من هر چند وقت بشما سر میزنم متشکرم بهرام [گل][گل][گل]

amirian

درود بر بانوی ادب شعر با احساس و زیبایی از ایشان خواندم . خیلی بدل نشست. من اینگونه شعر را دوست دارم . شعر احساسی از ابتدا روش من بوده . لذت بردم . [گل]

رفیق دلسوخته

سلام به مربی گرامی....خیلی ممنون از محبتتون....شما خوبید؟... درمورد شعر برداشت من اینه که شاعر شناخت خیلی خوبی از طرف مقابلش داشت و این حس رو به خوبی به مخاطب هم انتقال داد...[گل]

مشاوره خانواده

بخندید همچنانکه نفس می‏کشید و دوست داشته باشید همچنانکه زندگی می‏کنید. [گل][گل][گل][گل][گل][لبخند]

بهرام

سلام دوست قدیمی حالت چطور است امدم ولی دست خالی برگشتم موفق باشید بهرام [گل][گل][گل]