ستاره زد سلام کن

 


ستاره زد سلام کن

 

شراب می دهند هان ! دو دست را سبو بگیر

دو دست را بلند کن   . بلند شو وضو بگیر

سبو وضو گرفته با شراب سرخ چشم تو

وضو گرفته با گلاب ناب سرخ چشم تو

بیا سرمه ای به سایه های پلک شب بکش

و سرخی انار را به لب بزن  . به لب بکش

عبیر و عود و مشک را  . سپند دانه دانه کن

چراغ داغ باغ را تجلی جوانه کن

 

 حافظ ایمانی

 

/ 13 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیدمحمدرضا هاشمی زاده

سلام بزرگوار صمیمی ......... بانام علـــــــــی بهار آذین کردند.......هم مرکب روزگا را زین کردند با عشق علی واهل بیتش،فردا....میزان عمل به حشر نعیین کردند ............... میلاد باسعادت بزرگمرد تاریخ بشریت...آیینه ی عدالت الهی..مولا علی بن ابی طالب ع پدر امت اسلامی....و .روز پدر بشما عزیز بامحبت تبریک وتهنیت میگویم .......... باپیام دلنشینت در این فصل عطش وگرمای جنوب..همسفر با نخل ودریا. با حضور ساده وزلالت ..وجاری شیریت ترین جریان اندشه ات ،طراوت وروشنی و شا داب ترین بهـــار را برایم هدیه آوردی...از اینهمه یکرنگــــی وبرکت گام های سبز ودلنشینت سپاس...که مایه خوشدلی.. وتعا لـــی شعر هایم شدید..دوستیت. مستدام...قلم وقدمت همیشه ی ایام سبز ومعطر ای سبز ترین بهار ها در نامت.......می آیی ومی شکوفم از پیغامت ............. شعر برگزیده ات نواندیش و با طراوتت که با زیبا ترین تعبیرات ومضامین لطیف و ساختاری از نظز معنایی وزبانی در راستای شعر پیشرو زمان وفضایی صمیمی و لبریز از احساس بود زمزمه کردم

معلمی از جنس پائیز

شب ها وقتي ماه مي تابد من توي دفتر مشق ام تمرين عشق مي كنم و، هزار بار مي نويسم عشق نگاه كنيد! بوي ياس مي دهند دست هاي من كه آستين هاي او را بوييده اند. شب ها وقتي ماه مي تابد من روح ام را برمي دارم و، سفر مي كنم به دورها مثل كرگدني تنها از معبر اندوه تا متن كودكي تا ملكوت و بعد در بارگاه او ـ اين بقاياي عشق خداوند ـ و در حضور معنويت پيراهن اش روح ام را آتش مي زنم.[گل]

معلمی از جنس پائیز

وقتي كه دل دست‌هايم تنگ مي‌شود براي انگشتانت آن‌ها را مي گ‌ذارم برابر خورشيد تا با ترکیبی از كسوف و گرما دوري‌ات را معنا كنم. [گل]

معلمی از جنس پائیز

دست خودشان نیست وقتی از فرط معصومیت با تابشی از جنس عشق روح‌های ولگرد بعدازظهر را بر نیمکتی سنگی کشتار می‌کنند، چشم‌هایت. [گل]

معلمی از جنس پائیز

عاشقم ، سوخته ام ، وا بگذاريد مرا لحظه اى با د ل شيدا بگذاريد مرا من در افتاده ام از پا دگر اى همسفران ببريد از من و تنها بگذاريد مرا سرنوشت من و دل بي سرو ساماني بود به قضا و قدر اين جا بگذاريد مرا عاقلان ، راه سلامت به شما ارزاني من كه مجنونم و رسوا بگذاريد مرا خسته و كوفته از شور و شر زندگي يكدم آسوده ز غوغا بگذاريد مرا تلخكامم كه به غمخوارى من بنشينيد شاد از آنم كه به غمها بگذاريد مرا دل ديوانه عاشق ، نشود پند پذير بهتر آنست به خود وا بگذاريد مرا [گل]

معلمی از جنس پائیز

سلام فریده مهربان عصر بخیر مرسی بر شما و آقا حافظ بابت این شعر زیبا[فرشته][دست][دست]

مرتضی خلیلی

سلام بسیار سپاسگذارم از اینکه سر زدین . ممنونم به خاطر اضافه شدنم به دوستاتون. منم متقابلا" و صد البته با افتخار شما را لینک می کنم. خوشحال میشم به روزیتونو خبر بدین

شادن

از کعبه ی حق بانگ جلی می آید آوای خوش لم یزلی می آید بشنو که سروش وحی حق می گوید آغوش گشایید ، علی می آید سلام فریده ی همیشه مهربانم [گل] حضور صمیمی و زیبایت خوشحالی را به شادن هدیه می کند . میلاد نور مبارک التماش دعا

فرناز خرمی

اگر اجازه ای است من باید بگیرم بزرگوار با اجازه لینکتان کردم

محب ولایت

سلام علیکم[لبخند] میلاد امام المتقین، ابوالائمه، امام عالی اعلا، یدالله، اسدالله، غیرت الله، عصمت الله، ساقی کوثر حضرت امیرالمومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام مبارک باد[گل] یا علی مدد[گل]