شاید وقتی دیگر

 

خسته ام


از زندگی  ، از این همه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام

تن خسته ، سوی خانه ، دل خسته می کشم
وایا ! از این حصار دل آزار خسته ام

دلگیرم از خموشی تقویم روی میز
از دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام

از او که گفت " یار تو هستم " ولی نبود
از خود که زخم خورده ام از یار  خسته ام

با خویش در ستیزم و از دوست در گریز
از حال من مپرس که بسیار خسته ام


محمد علی بهمنی

 

با تشکر از همراهان مهربان

/ 20 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کافه شعر

درود دوست فرهیخته ام سرکارخانم جلیلوند یه جورایی علاقه ی وافری به این شعر زیبا در بنده وجود دارد. متشکرم از حسن انتخاب شما...

نیلوفر مسیح

سلام به روزم ودعوتید به خانه فرزندان مکتب ادبی اصالت کلمه ... یا حق

کامران

با سلام خدمت شما...بنده از وب تون بازدید نمودم..وب بسیار زیبا و پر محتوایی دارین..در صورت تمایل حاصرم با کمال میل با شما تبادل لینک داشته باشم..باتشکر.مدیریت بوستون اسکریپت

مشاوره خانواده

تنهایی آدم ها به عمق دریاست ، ولی پر کردنش با یک لیوان محبت کافیه...!! [گل][گل][گل][گل][گل][لبخند]

مشاوره خانواده

تنهایی آدم ها به عمق دریاست ، ولی پر کردنش با یک لیوان محبت کافیه...!! [گل][گل][گل][گل][گل][لبخند]

عاشق کوهستان

سلام عزیز[گل] انتخاب تصویرتون قابل تحسین است ممنون[دست]

رضا عبدیائی

سلام.احتراما دعوتید به خوانش " اسفندنامه نود". سال نو نیز پیشاپیش مبارک [گل]

مشاوره خانواده

بهار بهترین بهانه برای آغاز، وآغاز بهترین بهانه برای زیستن است... پیشاپیش آغاز بهار بر شما مبارک... [گل][گل][گل][گل][گل][لبخند]

علیرضا

سلام چرا اینهمه دلگیر و تنهایی تو نوشته هاتون هست امید وارم فقط تو نوشته ها اینجوری باشه نه تو زندگی به ما هم سری بزنید http://aliahkami.persianblog.ir/

علیرضا

سلام چرا اینهمه دلگیر و تنهایی تو نوشته هاتون هست امید وارم فقط تو نوشته ها اینجوری باشه نه تو زندگی به ما هم سری بزنید http://aliahkami.persianblog.ir/