مهدی دمی زاده

 

بسه موندن

روح ِ سرگردونِ کولی            قَسَمایِ حول حولی

موج ِ جامونده تو ساحل          انگاری که مونده تو گِل

نفسَم شماره‌ خورده           یه کسی دلش رُ برده

تهِ خط بازَم کویره         داره جونمُ می‌گیره

این قمار ِ سرنوشته           یا جهنم یا بهشته

دیگه فرصتی نمونده            فاصله منُ سوزونده

زندگی اَمون نمی‌ده             واسه‌مون نقشه کشیده

خط بزن جریمه‌هامُ          دوره کن همیشه‌هامُ!

اگه کولی‌اَم همینم          نمی‌تونم که بشینم

مثه مرداب نمی‌تونم            یه جا بی‌صدا بخونم

تو خودم ترانه می‌شم           تا که برگردی تو پیشَم

بسه دل بستن و موندن         فرصتِ راهُ سوزوندن

واسه برگشتِ به خونه        جاده هم دل نگرونه

پا شیمُ همیشگی شیم            دَس به دستِ زندگی شیم

من ازین وَر، تو ازون وَر           کَم کنیم دوریُ بیشتر!

یادمون باشه نمی‌شه            منتظر بود پشتِ شیشه

مهدی دمی‌زاده

http://cherk-nevees.blogfa.com/

/ 22 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
معلمي از جنس پاييز

سلام من به باران های پاییز سلام من به دیوار و به دهلیز * به آفتابی که می تابد به تابی به برگی که نشسته روی آبی * به آن نیلوفر زیبای پیچان به بازی های دوران دبستان * به اشکی که میان پلک و چَشم است به بغضی که نشسته روی خشم است * به برفی که می اید روی بامم به آهی که نشسته روی خوابم * سلام من به سقف و قاب و پرده سلام من به خانه های هر ده * سلام من به تابستان و گرما به آن سوزی که می اید ز سرما * سلام من به هرچه شمع خاموش به آن کینه که می گردد فراموش * سلام من به تاریکی هر شب دعای نیمه شب ها روی هر لب * سلام من به یک لبخند زیبا گره هایی که با دستی شود وا * سلام من به عطر نان تازه به نوبر میوه هر فصل تازه * سلام من به خورشید و ستاره سلام من به قلبی پاره پاره : اشعار فریبا شش بلوکی - [لبخند]

معلمي از جنس پاييز

سلام من به دریا و به ساحل به بی تابی عاشق های بی دل * به رنگ سبز جنگل های انبوه فراز قلّه ها و دامن کوه * سلام من به یک مرغ گرفتار به آن دستی که زخمی گشته از کار * سلام من به تو ای مهربان دوست ببین عشقم چه زیبا و چه نیکوست * سلام من به هر چیزی که خوب است به خورشیدی به خورشیدی که هنگام غروب است : اشعار فریبا شش بلوکی -[لبخند]

رفیق دلسوخته

باز باران بارید خیس شد خاطره ها .مرحبا بردل ابری هوا . هرکجاهستی باش آسمانت آبی وتمام دلت ازغصه دنیا خالی سالروز ولادت باسعادت پیامبراعظم(ص)وامام جعفرصادق(ع) برشمادوست گرامی وهمه شیعیان آفتابی مبارکباد.[گل][لبخند]

بهرام

سلام از حضورت ممنون نگرانت شدم اميدوارم هميشه در صحت و سلامت بوده باشيد بهرام [گل][گل][گل]

لولی دیوانه:::شالیز

مثه مرداب نمی‌تونم یه جا بی‌صدا بخونم باید جاری شد رود شد چشمه شد جوی شد مرداب می میرد

بهرام

سلام از حضورت ممنون موفق باشيد بهرام[گل][گل][گل]

سید محمدرضا هاشمی زاده

دنیای اینتر نت این روزها شده دنیای عروسک بازی وحرمت شکنی ها...شده شهر بی دروازه ای قانون ومعرفتنمی شناسد.شما که همیشه بزرگوار وکمال معرفت را داشته اید ............. ترانه بسیار لطیف ..صمیمی....بامضامین معطرت را زمزمه کردم .............. سلام دوست صمیمی ........ با وجود همه درد های غــربت در این عصر بی تکیه گاهی..حضورصمیمی شما در خلوت تنهــائیم.باعث شکوفایی دل وجان ،وتوان بیشتر درارائه آثاربهتروتعالی اشعارم خواهد بود...امیدوارم باحسن نظر واندیشه ی ارزشمند شما این ارتباط صمیمی موثر استمرار یابد..قلم وقدمت همیشه ی ایام سبز..ومعطر. دوستیت پایدار می شود با نفس عشق، معطر باشیم.....دو صمیمی،دو هم آوا، دوکبوتر باشیم آسمان مال من وتوست، به شوق پرواز.....هرکجا حجم قفس بود، بیــا در باشیم ................