سید مهدی جلیلی

" آینه های در دار "

حتی وقتی خواب نیستم

        به خوابم می آیی

همیشه چیزی جا می گذاری؛

گاهی یک سفر،

    هجی نام پرنده ای،

        کمی از سفیدی چشم هایت،

              گاهی اندکی لبخند

همیشه قدری از مرا با خودت می بری؛

کمی از حواسم،

    رکعتی از نماز یوسف،

        دو سال از عمر یک گوزن،

             انگشت اشاره ام،

                یا یکی از پله های این نردبان تکیه داده به درخت سیب


چیز هایی از تو

چیز هایی از من

در هم می افتد

       و چیز هایی از من در تو

                             در من

       و چیز هایی از تو در من

                              در تو


آه ، این چه جیوه است در زمین ما!

سید مهدی جلیلی

http://www.kondook.blogfa.com

/ 9 نظر / 10 بازدید
معلم تنها

فتم بخواب می روم تا تو فراموشم شوی دوباره خوابم آمدی خاطره ها جدید شد سلام فریده جان شب بخیر همیشه انتخابت را تحسین کرده ام و اینبار هم به اینگونه شعر زیبایی بود مهربونم. دست آقای جلیلی هم درد نکنه[گل][دست]

ژیلاراسخ

[گل]سلام با / آمدم / بروزم ومنتظر نقد و نظرات سازنده شما دوست عزیز هستم[گل]

شادن

همیشه قدری از خودم را با خودت می بری کمی از حواسم ..... سلام مهربان [گل] روزهای پاییزی ات به خیر . واژه ها اونقدر بی ریا کنار هم نشستن و دست به دست هم دادن که هر چی این شعر رو می خونم سیر نمی شم . ممنونم عزیز یا حق

مهدی جلیلی

دوستان نازنین سلام! فریده ی مهربان درود! از لطف همگی سپاسگزارم و به داشتن دوستی مثل فریده خانم بی نظیر از خدای مهربان ممنونم. قربانتان! [گل][گل][گل]

فرزاد

تنها ترین دلم گرفت از این همه سکوت چرا؟ مرا نمی خوانی دلم گرفت از این همه تنهایی چرا؟ نمی ایی تا من دوباره معنای عشق را بفهمم وسعت عمیق جاذبه را ... چرا گریه نکنم؟ وقتی که جمعه به غروب می رسد چه هفته هایی که بی تو رفتند و چه هفته هایی که بی تو می ایند اینجا شمعی رو به خاموشیست و این خانه پر است از آه آه!! که انتظار هم به ستوه آمده از کدام کوچه خواهی آمد؟ کدام روز؟ دلم گرفت از این همه دیوار که مرا از تو دور می کند دلم گرفت از این همه کوچه که بن بست است بگذار سر راهت تنها ترین منتظر باشم تا تو هم تنها ترین خاطره سبز من باشی فریبا شش بلوکی

فرزاد

خوش به حالت خوش به حالت ای شب که چنین نرم و سبک و چنان شاد و رها می خزی در دل شهر می پری از سر بام می دوی تا ته عشق می رسی کوچه ی خواب می روی خانه ی یار نرم می کوبی به در یار من می گوید پنجره ها همه باز بوده ام منتظرت خوش به حالت ای شب فریبا شش بلوکی

داود49

سلام دست مریزاد و ممنون از یابت حسن سلیقه ی زیبای شما در انتخاب شعری از آقای جلیلی

نسیم گلشن جان

سلام! باید اقرار کنم که تابحال شعری رو با یه همچین کلمات ساده و در عین حال جدیدی جایی ندیدم! رکعتی از نماز یوسف! دو سال از عمر یک گوزن!....... زیبا بود! ممنون از حسن انتخابتان![گل]

آرزو اولیازاده

سلام نازنین چه شعر زیبایی.بسیار تاثیر گذار و خوش آهنگ انتخاب شما بهترینه. خیلی زیبا بود دستتون طلا[نیشخند] از شاعر عزیز ممنونم لاله واژگون[قلب][ماچ]