سید مسیح شاه چراغی

 

 

                                                 رحل نی

طوفان داغ می وزد از پای چشمتان

ساحل نداشت وسعت دریای چشمتان


خاکستری رسید خبرهایی از تنور

قوت گرفت شایعه ها پای چشمتان


در این کویر خاطره های کبود رنگ

دشت شقایقیست سراپای چشمتان


صبحی که خیزران به لبان تو بوسه زد

شرمی نداشت از شب پیدای چشمتان


با لهجه حجازیتان روی رحل نی

قرآن بخوان به خلوت احیای چشمتان


باید اقامه کرد نمازی کبود را

سمت شکوه مسجد الاقصای چشمتان


در پیش چشم حادثه تکرار می شود

ترجیع بند ساده و شیوای چشمتان

 

امروز چشم خواهر تو خیره می شود

در امتداد جاده فردای چشمتان


پیچیده عطر سیب حوالی شعر من

شاید غزل رسیده به امضای چشمتان

سید مسیح شاه چراغی

http://ashkeghazal.blogfa.com

/ 9 نظر / 28 بازدید
معلم تنها

۱ نه سودایِ دشمنی ام وُ نه هوایِ دوست بگذار فرزانگی کنم ! ۲ جهان ، رام ِ من است بی پروانه وُ گُل اگر، شمع بمانم . فریده برازجانی[گل]

معلم تنها

تمام نگاه می شوی و من تمام بُهت . کجا سرود کنم این شقایق نخوانده را !!؟ فریده برازجانی[گل]

معلم تنها

اذان مغرب به افق تمام بیداری ها بر لبه ی صبح با تیغه ای آفتاب بر محور دست هات به تیمم می نشیند آب و تو هر شام سر بر گرسنگی ها رها می کنی روز را اذان مغرب به افق رستاخیز .... فریده برازجانی[لبخند]

معلم تنها

سلام فریده مهربانی شبت بخیر خوبید؟ امیدوارم که یلدایی زیبا و اهورایی را پشت سر گذاشته باشید مهربون. از خدا می خوام همیشه دلخوشیهایت دراز و بی انتها باشه ایشالا[لبخند]

معلم تنها

چه انتخاب نیکویی دوست خوبم اونم غزلی به این قشنگی از استاد شاهچراغی دستت طلا واقعا ممنون که دوستان را از خوندن این اشعار زیبا محظوظ می کنید[مغرور][فرشته]

معلم تنها

به تو می اندیشم... به تو و راه جاودانگی من راه بس دراز است پا برهنه از تمامی موانع میگذرم ،تمامی دردها را به جان میخرم، تا تو را دریابم ، تا جاودانه شوم.........تو را دریابم و جاودانه شوم جاوید باش نازنین... علی اکبر ثابتیان[گل]

وحید مصلحی

سلام با شعری بنام " آخرین لحظه ی حسین (ع) + (عبدلله ابن حسن ) " به روزم و منتظر حضور و نظرات ارزشمند شما .. التماس 2َA دعا کنید برایم کمی عوض بشوم ... یا حق

داود49

سلام مثل همیشه انتخاب زیبایی بود[گل]