جستجو

 

 

 

 

جستجو

عشق را ببین که جزایرش را می پیماید

از غم به غم.

 

ریشه خویش می کاود با دست

و آبیاری می کندش با اشک

و هیچ کس، این فراگرد روحانی را

به درک نمی نشیند.

 

من و تو

به جستجوی دره ای سبز و دست ناخورده

چون جستجوی سیاره ای دیگریم

جایی که نمک، گیسوانت را لمس نتواند کرد

جایی که اندوه

به بلوغ در نتواند رسید

و جایی که نان، زیستن می داند

تا بیات و پیر نشود.

 

ما در هوای لانه ای

ساخته با دست های خویش بودیم

در چشم اندازی از بافته های برگ

بی که با سخنرانی هاشان آزارمان کنند

اما، دریغا دریغ که عشق

آن چنان نبود

دریغا که عشق شهری دیوانه بود

با جمعیتی از مردمی که

ایوان های خود را سپید نگاه می داشتند


پابلو نرودا

برگردان - شاهکار بینش پژوه

/ 9 نظر / 17 بازدید
وحید مصلحی

سلام خانم جلیلوند گاهی یادی بد نیست .. التماس دعا

شادن

گلی از شاخه اگر می چینیم برگ برگش نکنیم و به بادش ندهیم برگ های گل را لااقل لای کتاب دل مان بگذارم و شبی چند برگ از آن را هی بخوانیم و ببوییم و معطر بشویم شاید از باغچه ی کوچک اندیشه مان گل رویید سلام مهربان بانو[گل] آمدم که بخوانمت و بگویم همیشه به یادت هستم . یا حق

بهرام

سلام دوس بسیار عزیز بسیار عالی بود لذت بردم متشکرم بهرام [گل][گل][گل]

سپهر افغان

فریده جان دوست خوبم درود. تشکر از دعوتت. به من سر بزن. دوستدارت سپهر راه به روایت عاشق نابینا

بهرام

سلام دوست عزیز از حضورت ممنون موفق باشید بهرام [گل][گل][گل]

مهدي دمي زاده (چرك نويس)

سلام دوست من... اتفاقن ديشب جايي بودم و اشعاري از نرودا رو به عنوان حسن شروع خوندن...برام جالب بود كه با شعري از نرودا تو وبت مواجه بشم يه غزل از سعيد توكلي هست كه واست ميذارم ، ميدونم كه ميپسندي: آيينه اي گذاشته اي در برابرم تا خويش را دوباره به خاطر بياورم ! بي شبهه تو عميق ترين رود ممكني من نيز مثل تكه ي چوبي شناورم در بين چشم شور حسودان تيز بين نام تو را چگونه به كاغذ بياورم ؟ بانو مرا هميشه نمك گير مي كني اي بوسه ات حلال تر از شير مادرم ! رو راست باش حرف دلت را به من بگو من سال هاست منتظر حرف آخرم مهر تو را نشد بخرم ، مرگ بر دلم نام تو را نشد ببرم ، خاك بر سرم !

amirian

سلام . انتخاب زیبایی از شما خواندم . مقوله عشق در هر نوشته یا شعری حال و هوای خود را دارد . زیبا بود . با شعری منتظرتان هستم [گل]

رضاپارسی پور

سلام بر فریده خانم عزیز و گل و نازنین...ممنونتم اونم از دل و جانم.چون آدرستو نذاشته بودی حمل آفتاب را پیوندش زدم به باغ باران. خیلی با سلیقه ای فریده. شاد و سلامت باشی فریده جان. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

رفیق دلسوخته

سلام مربی....خوبی؟...نگی رفیق نبودیم فراموشت کردیم...[گل]