سید جواد طباطبایی

 

به پیشگاه سید و سالار شهیدان

 

این قصه ی عجیب کماکان شناور است

 مانند خون که در رگ انسان شناور است

 

این قصه قرنهاست که تبدار لحظه هاست

 حتی میان فصل زمستان شناور است

 

بعد از هزار سال هنوز این حماسه بر...

 لبهای چوب خورده ی انسان شناور است

 

در دور دست دشت دوتا دست تشنه لب

 در ذهن خاکهای بیابان شناور است

 

آری هنوز زخم قدمهای کودکان

 بر روی خار های مغیلان شناور است

 

پیراهن حسین که پامال گرگهاست

 از کربلا به جانب کنعان شناور است

 

بانوی جاودانه ی تنها تر از سکوت

 در چهره های سرخ شهیدان شناور است

 

سرهای افتخار به دامان نیزه ها

 خورشید نیزه نیزه درخشان شناور است

 

حتی گلوی پاره غزلواره ی خداست

 بر روی نیزه آیه ی قران شناور است

 

این قصه ی عجیب به پایان نمیرسد

 حتی در این کسادی ایمان شناور است

 

 سید جواد طباطبایی

http://doel-2l.blogfa.com

/ 4 نظر / 8 بازدید
امیریان

سلام انتخاب زیبایی داشته اید .. اخساس خاصی دارد شعر ایشان . موید باشند اگر با خال و هوای ما عشایر قشفایی اشنا هستید با شعر کوچ منتظر گل افشانی در پای بزرگ بانو هستم.شب بخیر

شادن

هر کجا هستی دیارت سبز باد لحظه های انتظارت سبز باد در دی و در بهمن و اسفند ماه ای گل زیبا ، بهارت سبز باد سلام بانوی آفتابی [گل] انتخاب زیبایت را خواندم ... دلت شاد و شادی هایت پایدار یا حق

شادن

هر کجا هستی دیارت سبز باد لحظه های انتظارت سبز باد در دی و در بهمن و اسفند ماه ای گل زیبا ، بهارت سبز باد سلام بانوی آفتابی [گل] انتخاب زیبایت را خواندم ... دلت شاد و شادی هایت پایدار یا حق

شادن

هر کجا هستی دیارت سبز باد لحظه های انتظارت سبز باد در دی و در بهمن و اسفند ماه ای گل زیبا ، بهارت سبز باد سلام بانوی آفتابی [گل] انتخاب زیبایت را خواندم ... دلت شاد و شادی هایت پایدار یا حق