سید داود مقدسی

 

صبح دیدار

صبح دیدار دل من شده بود

چو پرنده که قفس

خانه ای تنگ برای زدن و بال و پرش میباشد

ای دریغ

زین همه شور و صفا

که در آن صبح دل انگیز بهار

دل من مرد و ترا

بر سر وعده دیدار ندید .

سید داود مقدسی  =  http://davoodmoghadasi.blogfa.com

 

/ 9 نظر / 10 بازدید
معلم تنها

باز شب شد و عاشق ، زهجران عزیزش با ماتم و سوک ، رهسپار سفر خاطره ها شد. رهگذر، خسته وتنها گذری کرد در کوچه تنهایی به جز از چشم عزیزش به جز از تیرک مژگان ظریفش آسمانی که در اوهام شبانه رازی از خلوت یار نغمه های انتظار به یه دنیای غریب به شروع دگری سوق می داد ! انتظار با وزش ظلمت کور به سحرگاه دگر تبدیل شد سهم من تنها گذری بود از آن کوچه وآن خاطره ها محمد رضا خاکباز نیا[گل]

معلم تنها

سلام بی بی مهربانم شبتون بخیر خوبید؟ ممنونم از این همه لطف و بزرگواریتون . این شعرتون برام دلنشین بود خیلی دوسش داشتم احسنت بر شما باد[لبخند]

معلم تنها

در خانه دلت آشیانی گزیدم ویارم وفا نکرد. با خاطرت شعری سرودم و مطلب ادا نگشت اشکم جویبار بهاری شد و شکوفه هایت نشکفت در منظر چشمت چهره ای آفریدم و آن هم دوامی نیافت در رواق منزل دلت شمعی شدم وآری ! که طوفان سینه تنگت به آن هم وفا نکرد در انتهای سکوت شب با یاد تو گریستم و افسوس که آن سیلی شد و جان از کفم نگرفت ! راز دلم با تو بگفتم و امید وصل یافتم اما چه حاصل که تبسمت هم نشانی از وصا ل نداد جانم به کف گرفتم و دور از دیار شدم افسوس که ترک دیار هم در تو اثر نداشت با کوله بار خستگی و با یک دنیا امید بازگشتم و ولی دگر نشانی از تو نبود !!! بـــا تــو همیشه سبز بودم و امید من پرواز بی تـــو چگونه توانم راه بیابم در آفتاب ؟ محمد رضا خاکباز نیا[گل]

وحید مصلحی

سلام با غزلی به روزم منتظر نظر ارزشمند شما التماس دعا

شادن

سلام فریده ی عزیز . " شادن " به روز شده و منتظر حضور پر مهر شماست . یا حق

مسيح

سلام در ابي چشمهاي تو بر زورق خيال نشسته ام و پارو ميزنم به عشق تو..... با غزلي به روزم......

داود49

فریده جان سلام ممنون از لطفت . بسیار سپاسگزارم از شما[گل]

نسیم گلشن جان

سلام سرکار خانم جلیلوند! از شما چه پنهون که من هرجا اسم این آسید داود مقدسی رو میبینم، دیگه دست خودم نیست، یه هویی ضعف میگیردم!. از اینکه شعر ایشونو در وبلاگ شما دیدم خیلی خوشحال شدم. لذا مراتب ارادت بنده را پذیرا باشید!. [گل] این رفیق ما الکی الکی ، حسنش داره عالم گیر میشه![لبخند]

باد مهربون

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی آره باز منم همون دیوونه ی همیشگی فدای مهربونیات چه می کنی با سرنوشت دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت حال من رو اگه بخوای رنگ گلای قالیه جای نگاهت بد جوری تو صحن چشمام خالیه