شالیز

 

چهارشنبه سوریِ نگاه‌هات

شعر گفتی،
جاری شدم.
شعر گفتم،
ردیف شدی!

***
با نگاه‌هات، قافیه ساختی، هی-
من پیِ قافیه، هنوز تویِ دهخدا گیج می‌زنم.
تو مثل کوتاه‌ترین شعر،
آن‌قدر ردیفی که حرف رَوی گم می‌شود.

و راحت تویِ یک کلمه، مثل راحت‌الحلقوم خلاصه می‌شوی

می‌روی پایین، هضم ‌می‌شوی.

می‌شوی غزل، می‌‌‌شوی واژه
شعر!
من کش می‌آیم، امّا، برسم به مثنوی پلک‌هات

تو از آتش پریدی، سرخ شد.
من از آتش پریدم، سرخ شدم.

بیا مرا توی شعرهات بنویس، یا -
می‌نویسمت توی شعرهام، تمام می‌شوم، یا-

توی چهارشنبه سوریِ نگاه‌هات
هفت بار پریدم هی، سرخی تو از من

حالا سبک شدم
شعر!

شالیز

http://shaliz.persianblog.ir/

/ 8 نظر / 10 بازدید
شادن

با نگاه‌هات، قافیه ساختی، هی- من پیِ قافیه، هنوز تویِ دهخدا گیج می‌زنم. تو مثل کوتاه‌ترین شعر، آن‌قدر ردیفی که حرف رَوی گم می‌شود. سلام نازنینم [گل] در چهارشنبه سوری نگاه هات ، لذت زیادی نصیبم شد . ممنونم مهربان التماس دعا یا حق

ژیلاراسخ

[گل]سلام / سال نو مبارک / توی چهارشنبه سوریِ نگاه‌هات هفت بار پریدم هی، سرخی تو از من زیباست درود به شما و شالیز عزیز با دلنوشته زیبایشان[گل]

ژیلاراسخ

[گل]سلام با شروع سالی خوش برای شما ، بروزم ومنتظر نظرات ونقد سازنده شما دوست عزیز هستم [گل]

مهرداد نصرتی

سلام مهربون به روزم با یه غزل تازه.بهم سر بزن.یاحق!

مهرداد نصرتی

سلام فریده جان صاحب اختیارید عزیزم.یاحق!

رعد.ا

با خودم می گویم بلند کدام نوروز؟ کدام امروز ؟ کدام فردا ؟ کدام دیروز؟ ( بخشی از جدیدترین شعرم درباره سال نو که بزودی منتشرش خواهم نمود) سلام امیدوارم تعطیلات شما خوش گذشته باشد واقعیتش ما که امسال همش شهر خودمان بودیمو و جایی دیگر نرفتیم وپذیرای مهمانها از یه ساعت عید تا روز سیزده ! تازه سرکار هم بودیم که شده بود قوز بالای قوز!! اما ممنون از محبتتان عزیز