رضاپارسی پور

 

سر کویری

( طاق دل )


بر طاق دلم غصّه نهان می چینم

با چشم پر آب ، خانمان می چینم

من تشنه به روی او و گُل تشنه به آب

با گریه ز خاک زعفران می چینم  !!

 

 

( عطش )


تا کی عطشم چو کشت کنجد باشد

شوخی نشنیده ای که از جدّ باشد ؟!

یک کوزه شراب کهنه دارم ، برویم

آنجا که شکوفه های سنجد باشد !!

 

 

( راز )

 

گفتی چه به تور توست ؟!  کنجد گفتم

شوخی تو گرفته ای و من جدّ گفتم

راز دل بی فروغ و پر مهرم را 

در گوش شکوفه های سنجد گفتم  !!

 

  

 

 

رضا پارسی پور دامغانی

http://www.baghebaran.blogfa.com

 

 

 

/ 15 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد(سلام بر زندگی)

زیر بیدی بودیم برگی از شاخه بالای سرم چیدم گفتم چشم راباز کنید ایتی بهتر از این می خواهید ؟ می شنیدم که بهم می گفتند سحر میداند سحر سر هر کوه رسولی دیدند ابر انکار به دوش آوردند باد را نازل کردیم تا کلاه از سرشان بردارد خانه هاشان پر داوودی بود چشمشان رابستیم دستشان را نرساندیم به سرشاخه هوش جیبشان را پر عادت کردیم خوابشان را به صدای سفر اینه ها آشفتیم سهراب سپهری[لبخند]

محمد(سلام بر زندگی)

سلام فریده مهربان عصر بخیر مرسی بخاطر معرفی اشعار اساتید بزرگوار دست آقا رضا هم با اشعار زیباشان درد نکند[گل]

دربیکران آبی تو

سلام تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز. بیا و مرا بخوان

محب اهل بیت

« سلام قولا من رب رحیم» چگونه یک نماز خوب بخوانیم؟ (قسمت چهارم) [گل]

غریب

چه دو بیتی های دل نشینی .لذت بردم منو از نظرات خوبتو محروم نکنید[گل]

شادن

سلام فریده ی عزیز [گل] با « گپی دوستانه » به روزم و منتظر حضور گرم و زیبایت . یا حق

محمد(سلام بر زندگی)

باور ندارم من هنوز به خدا باور ندارم این رفتن تلخ و هنوز من یکی باور ندارم دیگه دستای گرمتو من توی دستم ندارم نگاهتو نمیبینم سکوتمو نمیشکنم تو باور بی گناهی محکوم ، به گناهم کردی تو سکوت و بی قراری منو تنها ، رها کردی سکوت این شب شکنو کسی دیگه نمیشکنه اشكهای این دربدرو هیچکی دیگه نمیبینه میری که تنها بمونم میری که تنها بمیرم برو با خاطرات تو فكر كن كه آروم میگیرم علی محمدی[گل]

کامران عطاریان

سلام آمده ام تا شما را به کلبه ی ترنم احساس دعوت کنم . مشتاقانه منتظر حضور سبز شما هستیم [گل]