مهرگان

 

 

در بعُد زمان می تواند زیستن؟!!!

 

من در هوشیاریم

 

با بی خبریم

 

وداعی تلخ کردم

 

درها گشوده بر من

 

در های دانستن

 

ای کاش نمیدانستم

 

لحظه ها نمناک اشک

 

بوی کافور در مشامم

 

آیا من همینم

 

در لحظه های ستاره بودنم؟!!!

 

در آغوش ماه

 

بازهم محبوسم

 

من آزادیم را

 

هوشیاریم را

 

درشب یا روز

 

در شمع یا خورشید افروز

 

کامل ندیدم

 

آیا هوشیاریم

 

در بعُد زمان می تواند زیستن؟!!!

 

هرگز...

 

سعید مطوری/مهرگان

 http://mehreganiran.blogfa.com/

از دفتر تنهایی

 

/ 34 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهرام

سلام از حضورت ممنون و بشا ارزوي موفقيت دارم بهرام[گل][گل][گل]

بهرام

سلام از حضورت ممنون و از اينكه از پولهاي كشورهاي جهان خوشتان امده خوشحالم و شما هركاري خواستين ميتوانيد انجام دهيد سايت من متعلق بشما دارد متشكرم بهرام[گل][گل][گل]

بهرام

سلام از حضورت ممنون بهرام[گل][گل][گل]

بهرام

سلام از حضورت ممنون فرمايش شما كاملا درست است موفق باشيد بهرام[گل][گل][گل]

بهرام

سلام از حضورت ممنون هر كاري ريزه كاري دارد متشكرم بهرام[گل][گل][گل]

بهرام

سلام از حضورت ممنون موفق باشيد بهرام[گل][گل][گل]

بهرام

سلام از حضورت ممنون موفق باشيد بهرام[گل][گل][گل]

بهرام

سلام از حضورت ممنون و از تعريفتان هم تشكر ميكنم پايدار باشيد بهرام[گل][گل][گل]

بهرام

سلام از حضورت ممنون راستي هم بچه ها نمك زندگي هستند بهرام[گل][گل][گل]

سعید مطوری/مهرگان

سلام خانم جلیلوند عزیز باعث افتخارم هست که شعرم را در وبلاگ گوهربار شما ببینم ممنونم از لطف شما وامیدوارم ماندگار باشید.. مهرگان باشید.[گل]