لولی دیوانه - شالیز

 

چشم های گریپ فروتی

 

بارقه‌ی آن دو خط که می‌رود آن بالا و دوباره می‌آید پایین

یکی از آن خاوران دور به دیگری در این باختر می‌رسد

و مثل هوایِ چترِ کهنه‌ی ماترکِ پدری همیشه خیس است

روی آتش می‌ریزدم

که اسپند – با کندُر… با مُّر…

این چه قصه‌ای است ته آن چشم‌های به رنگ توی گریپ فروت

سرخ و بی‌محابا شیرین

دست‌هایم را می‌گیری

گرم می‌شوم، مثل احتلامی آخر بلندترین شبانه‌ی سال

از خودم فرار می‌کنم

و تو با پیغام و پسغام دنبال دست‌های سردِ من آتش پشت‌پا روشن می‌کنی

با آن دو تا چشم آتشزنه

دست‌هایم را به هم می‌مالم- ها می‌کنم… هو می‌کنم…

انگار نه انگار زمستان تمام شده است.

می‌شوم آنّاکارنینای توی خیابان‌های یخ زده‌ی سن پطرزبورغ!

و تو با آن پاهای قصّوی مرا هی ادامه می‌دهی

می‌ترسم از چشم‌هات

با آن رنگ و آب گریپ فروتی‌اش!

*

نه! اصلا هم  این طور نیست که زمان در شمال با انیشتین گره خورده باشد

کمی به شرق نگاه کن!

بزرگ‌ترین عقربه‌ی نوری، هر صبح تو را پیرتر می‌کند… و می‌رود هی دنبال کار خودش

آن وقت آنّا را توی خیابان کت بسته جلب می‌کنیم

تحت الحفظ با چند تا پاسدار و آبجی کمیته‌ای می‌بریم ارشاد

و توی خیابان، الیور تویست و انّ یکاد می‌فروشد زیر دود غلیظ اسفند…

می‌خری و داشبورد ماشینت پر از و انّ یکادهایی است که هی می‌خری.

هنوز از اولین چراغِ قرمز کاملا رد نشده‌ای – که

ارشاد آنّا در پسِ بوقی فراموش می‌شود.

نه اصلا هم این طور نیست

تو با آن چشم‌های گریپ فروتی و پاهای قصّوی

دنبال من، زمستان را تکرار می‌کنی

و من روی آتش –مثل اسپند

به آن خطوط باریک فکر می‌کنم

که پلی روی چشم‌هات – از شرق تا غرب-  طراحی کرده است.

*

دست‌هایم را به هم می‌مالم- ها می‌کنم… هو می‌‌کنم

انگار نه انگار زمستان تمام شده است.

لولی دیوانه - شالیز

http://www.loli.ir

/ 20 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهرام

سلام دوست گرامي از حضورت ممنون واقعا خوشحالم كردي متشكرم بهرام [گل][گل][گل]

عبدالناصر دل شكسته

سلام رفيق ببخشيد واسه سفارش پماد دل شكستگي اومدم ايا داريد[قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب]

قلم دوش

مطلب جالب بود به روزم و منتظر حضور گرمت[گل]

لولي ديوانه:::شاليز

در لطافت طبع باراني تان شكي نيست شكي اگر هست در زبان الكن ماست گزينشتان مايه مباهات من است. و شرمسار حسن لطفتان

رفیق دلسوخته

مربي سلام ديشب بازي رو ديدي منچستر چكار كرد البته رقيبمون بارسلونا هم ديشب خوب بازي كرد با داستان رفيق دلسوخته قسمت اول منتظرتان هستيم[گل]

بی تا علی پور

هستم مثل تمام اون روزهایی که تو خیابونا تنها راه میرم یکم بیا پیشم منتظر دیدنت تو قوطی کرمم هستم [گل]

رحیم

سلام وبلاگ جالبی داری ممنون میشم به ما هم سر بزنی با تشکر[گل]

حسام جـــــــــون

سلام خوبی؟میشه اون مطلبتو کپی کنم؟واقا عالی بود کلی هال کردم و خوشحال شدم.آفرین. بهم سر بزن اگه هم تونستی رو (انتخواب وبلاگ برتر ماه)کلیک کن و امتیاز بده..بای بای [قلب][قلب][قلب] [تعجب][تعجب][تعجب] [گل][گل][گل]