مهرداد نصرتی

 

 کوچه ای که یادت هست . . .

یک شب آمدی از راه، شب که نه، غروبی بود

دیدمت دلم لرزید، این شروع خوبی بود

 

عاشقانه خندیدی، دست ها به هم پیوست

خلوت قشنگی داشت کوچه‌ای که یادت هست

 

با بهانه‌ی باران، چشم‌هایمان تر بود

کوچه... من... تو... باران.. آه ! راستی که محشر بود

 

با تو خلوت شب را خوب زیر و رو کردیم

تازه اول شب بود، زود بود برگردیم

 

می روی سفر گفتی گر چه دور خواهی شد

زود باز می‌گردی، کاش باورم می‌شد

.

.

.

بی‌جواب گم می‌شد سایه‌ات میان شب

تا سپیده باریدم، من از آسمان شب

 

بعد رفتنت ماندم در هجوم تنهایی

حس مبهمی می‌گفت: میروی نمی‌آی

.

.

.

بی تو می کشم بر دوش، کوله بار غربت را

پرسه می زنم تنها، کوچه های خلوت را

 

خسته از دل ِ تنگم، بر می آورم آهی

یعد بی تو می خوانم، شعر"کوچه" را گاهی

 

ساده لوحی ام را باش، هر کسی که می آید

با خودم می اندیشم، این یکی تویی شاید

 

کوچه ای که یادت هست، بی عبور و دلگیر است

خواب دیده ام یک شب، می رسی ولی دیر است

 

مهرداد نصرتی

http://talkhand.blogfa.com/

/ 18 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
B.B.D

شعر خيلي قشنگي انتخاب كرديد . لذت بردم

بهرام

[گل][گل][گل]سلام دوست عزيز انشاالله كسالت برطرف شده منكه نگرانت هستم فقط دوكلمه از سلامتي ات برايم بنويس موفق باشيد بهرام

امیریان

سلام بانو ایام سوگواری اقا ، ابا عبداله حسین (ع) بر شما و باز دید کنندگان از این پنجره تسلیت باد . التماس دعا .

محمد

سلام دوست من امروز صاعقه بوی قتلگاه گرفته منتظرم[گل]

کافه شعر

درود دوست عزیز خواندم وپسندیدم .باتشکرازشما سرکارخانم جلیلوند به جهت انتخاب های دل نشین .و تبریک به جناب نصرتی به جهت این شعر به شعور رسیده ... به روزم با ناله های نینوا.....

کافه بلاگ

هنوز فكر مي كنم اين روزها چون بادند كه تماما آبستن بوي تو مي شوند. سلام دوست عزیز با دو شعر از آنا رضایی و س.تورچ به روزیم

انجمن فرزانگان کویر

با سلام وقتي آسمان خون گريست ......... السلام عليك يا ابا عبدالله انجمن فرزانگان كوير

بهرام

سلام از حضورت ممنون قابل شمارا ندارد بهرام [گل][گل][گل]

بهرام

سلام ممنون شعرت هم بسيار خوبست بهرام [گل][گل][گل]